عاشقانه ی ستون هفتم مسجد کوفه ...
بسم الله
صحیفه ی کامله ی سجادیه جلوی دستم است همینطوری به فهرست نگاه می کنم ، یک عنوان چشمم را می گیرد ؛ کنار ستون هفتم مسجد کوفه ،
ابوحمزه می گوید شخص بزرگواری را دیدم که آمد و ایستاد و هنگامی که تکبیر گفت تمام موهای بدنم راست شد !
و بعد از چهار رکعت نماز این دعا را خواند :
خدای من !
اگر تو را نافرماتی کرده باشم، ولی در محبوب ترین چیزها نزد تو اطاعتت نمودم و آن ایمان به تو است که منتی از تو است بر من نه منتی از من بر تو و ادامه ی دعا تا آخر که می فرمایند یا سیدی یا سیدی ، هفتاد بار ...
ابوحمزه جلو می رود و امام زین العابدین علیه السلام را می شناسد،
این فرازهای خاشعانه ی امام طوری که ابوحمزه را به زمین می اندازد و شروع می کند به بوسیدن دستان ایشان، متن دعا و بعد سوال و جوابی که رخ می دهد خیلی عاشقانه است، باید ابوحمزه می بودیم و کنار ستونی از مسجد کوفه نشسته بودیم تا ببینیم آنچه دیدنی بوده است ...
این عاشقانه را، حبیبی، دلم می خواست با تو هم در میان بگذارم ...
- ۰۳/۱۲/۱۷
بسیار عالی