Nebula

عاشقانه ی ستون هفتم مسجد کوفه ...

جمعه, ۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ۰۸:۳۷ ب.ظ

بسم الله 

صحیفه ی کامله ی سجادیه جلوی دستم است همینطوری به فهرست نگاه می کنم ، یک عنوان چشمم را می گیرد ؛  کنار ستون هفتم مسجد کوفه ،  

ابوحمزه می گوید شخص بزرگواری را دیدم که آمد و ایستاد و هنگامی که تکبیر گفت تمام موهای بدنم راست شد !

و بعد از چهار رکعت نماز این دعا را خواند :

خدای من ! 

اگر تو را نافرماتی کرده باشم، ولی در محبوب ترین چیزها نزد تو اطاعتت نمودم و آن ایمان به تو است که منتی از تو است بر من نه منتی از من بر تو و ادامه ی دعا تا آخر که می فرمایند یا سیدی یا سیدی ، هفتاد بار ...

ابوحمزه جلو می رود و امام زین العابدین علیه السلام را می شناسد،

این فرازهای خاشعانه ی امام طوری که ابوحمزه را به زمین می اندازد و  شروع می کند به بوسیدن دستان ایشان، متن دعا و بعد سوال و جوابی که رخ می دهد خیلی عاشقانه است، باید ابوحمزه می بودیم و کنار ستونی از مسجد کوفه نشسته بودیم تا ببینیم آنچه دیدنی بوده است ...

این عاشقانه را، حبیبی، دلم می خواست با تو هم در میان بگذارم ...

 

  • detachment

نظرات (۱)

  • احمدرضا رحیمی
  • بسیار عالی

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی